تبليغاتX
*Spica*

*Spica*

قشنگ ترین ستاره ی شب های کوتاه تابستون!

عکس هایی ازصورت فلکی جبار

See Explanation.  Clicking on the picture will download
 the highest resolution version available.


See Explanation.  Clicking on the picture will download
 the highest resolution version available.


See Explanation.  Clicking on the picture will download
 the highest resolution version available.



See Explanation.  Clicking on the picture will download
 the highest resolution version available.


See Explanation.  Clicking on the picture will download
 the highest resolution version available.



See Explanation.  Clicking on the picture will download
 the highest resolution version available.



See Explanation.  Clicking on the picture will download
 the highest resolution version available.



منبع:astronomy picture of the day

سال نو مبارک!


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 20:49  توسط کیمیا  | 

تا حالا این عکسو دیدین؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 17:13  توسط کیمیا  | 

تولد من...

سلام به همگی

الان که دارم اینو می نویسم ساعت دقیقا ۰۰:۰۰ و شنبه،۱۳ آذره...

                 تولدم مبارک!

البته من که دوباره پس از مدت ها برگشتم یه حرف هایی دارم که باید بنویسمشون بعد برم بکپم(به قول بلوتوس)!در ضمن امروز امتحان شیمی هم دارم...

نمیدونم میدونید یا نه اما تو این یکی دو ماه گذشته یه سری اتفاق ها افتاده که این خواهر کوچولوی منو حصاب عصبی کرده که مهمترینش به دنیا اومدن دختر خاله ام آدریناوتولد منه که مخصوصا به دلیل این موضوع دوم ما دو هفته است که داریم عذاب میکشیم و تا همین الان هم به خاطر تولد من کیانا تقریبا از همه کادو گرفته!(دست گلش درد نکنه!واقعا!)!

خلاصه دیگه ،ما هم آواره موندیم که باید به خاطر تولدمون خوشحال باشیم یا به خاطر "dejected"شدن خواهرمون ناراحت!

اگه شما فهمیدین خیلی خوشحال میشم اگه به من هم بگید!

در ضمن امروز یکی ازدوستام برام یک پیامک(!) فرستاده بود که خیلی ازش خوشم اومد.برای همین براتون مینویسمش :

روزی که تو بدنیا اومدی داشت بارون می بارید اما این ابر ها نبودند که گریه میکردن،این فرشته ها بودن که گریه میکردن،چون یکی از دوستاشون از بینشون رفته بود...

 

روز های خوبی داشته باشین...

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 0:24  توسط کیمیا  | 

آیا سال 2012 سال پایان دنیا خواهد بود؟!؟

آیا 2012 پایان کار دنیا خواهد بود؟

آیا 2012 پایان کار دنیا خواهد بود؟

دانش  - بر اساس نظریاتی که ریشه در یک پیش‌گویی از مایای باستان دارد، روز 21 دسامبر / 30 آذر سال 2012 / 1391 روز موعود است و دنیا به پایان خواهد رسید. آیا واقعا 3 سال تا آخرالزمان باقی مانده است؟

آخر دنیا نزدیک است! بر اساس نظریاتی که ریشه در یک پیش‌گویی از مایای باستان دارد، روز 21 دسامبر / 30 آذر سال 2012 / 1391 روز موعود است و دنیا به پایان خواهد رسید! از همین الان هم ماشین بازاریابی فیلم در آستانه اکران «2012» بر تبلیغات پیرامون پدیده‌های مرتبط با نابودی جهان این تاریخ افزوده و فضا را برای فروشی بی‌نظیر آماده می‌کند.

اما واقعیت ماجرا چیست؟ آیا واقعا دنیای ما سه سال دیگر به پایان می‌رسد؟ در ادامه، پنج پدیده که طبق پیش‌گویی مایایی زمین را نابود می‌کند، بررسی شده است. شاید شما هم پس از به پایان بردن این مطلب، نظر دیگری درمورد این پیش‌گویی پیدا کنید.

پدیده‌ای فضایی، قطب‌ها را می‌چرخاند

در برخی پیش‌گویی‌ها پیرامون محشر 2012 گفته شده که زمین به واسطه برخورد یک شهاب‌سنگ دچار جابجایی قطب‌ها می‌شود، یا زمین در اثر پدیده‌ای نادر 27هزار سال‌نوری را یک‌شبه طی می‌کند و در مرکز کهکشان راه شیری قرار می‌گیرد؛ و یا داخل زمین به دلیل تشعشعات شدید خورشیدی ناپایدار می‌شود و به مکانی ناامن برای ساکنانش تبدیل می‌شود!

جابجایی قطب‌ها این‌گونه رخ می‌دهد که پوسته و گوشته زمین ناگهان جابجا می‌شوند و با گردش به دور هسته بیرونی زمین، شهرهای ویران را به قعر خود فرو می‌برند.

آدام مالوف، یکی از زمین‌شناسان دانشگاه پرینستون روی پیش‌گویی جابجایی قطب‌ها مطالعه کرده و این ایده آرماگدون 2012 را به چالش کشیده است. به گفته وی، شواهد مربوط به مغناطیس سنگ‌ها دال بر این است که قاره‌های زمین در گذشته چنین نوآرایی شدیدی را تجربه کرده‌اند ولی این فرآیندی میلیون‌ها سال به طول انجامیده و آن‌قدر آهسته اتفاق افتاده که انسان نمی‌تواند چنین چیزی را درک کند.

سیاره‌ای ناشناخته در راه برخورد با زمین

چند سال پیش، تلسکوپ فضایی هابل تصویری بی‌نظیر از ستاره متغیر 838 صورت‌فلکی تکشاخ را در فاصله بیست‌هزار سال‌نوری تهیه کرد که ستاره‌ای از نوع غول‌سرخ را همراه با غبار اطرافش نشان می‌داد؛ اما برخی پیدا شدند و گفتند این تصویر حاوی شواهدی از یک دنیای موهومی با نام سیاره ایکس ونیبیرو است و در مسیری واقع شده که تا سال 2012 به زمین اصابت خواهد کرد.

این در حالی است که به گفته دیوید موریسون، یکی از اخترشناسان ناسا، «هیچ چیزی در آنجا وجود ندارد و این نزدیک‌ترین چیز به حقیقت است! اگر آنجا یک سیاره یا یک کوتوله قهوه‌ای و یا هرچیز دیگری وجود داشته باشد که 3 سال تا ورود به منظومه شمسی فاصله داشته باشد، منجمان قطعا از یک دهه قبل‌تر آن‌را شناخته و در حال مطالعه‌اش بودند! از آن بدتر این‌که اگر چنین چیزی واقعا وجود داشته باشد، حتی امروز با چشم غیرمسلح باید دیده شود».

منشا این ایده در واقع پیش از آغاز شایعات پیرامون 2012 بود. زنی که ادعا می‌کرد از بیگانگان پیغام می‌گیرد، محشر نیبیرو را شایع کرد، تازه او اعلام کرده بود دنیا در سال 2003 به پایان می‌رسد و نه 2012.

مقارنه خورشید و کهکشان به محشر می‌انجامد

برخی رصدگران آسمان باور دارند که سال 2012، مقارنه آسمانی بی‌نظیری روی خواهد داد که برای اولین بار در 26هزار سال گذشته اتفاق می‌افتد. بر پایه این سناریو، مسیر خورشید در آسمان از نقطه‌ای می‌گذرد که قلب کهکشان راه‌شیری در آنجا قرار گرفته است.

برخی نگران آنند که نیروی گرانش خورشید و نیروهای ناشناخته و بسیار قدرتمند کهکشانی یکدیگر را تقویت کنند و و مثلا با پدید آوردن یک جابجایی قطبی یا کشاندن زمین به داخل ابرسیاه‌چاله فوق‌العاده عظیمی که در قلب کهکشانمان لانه گزیده، آخرین روز زمین را رقم بزند.

این درحالی است که هیچ مقارنه یا نظم کهکشانی جدیدی در سال 2012 وجود ندارد. هرسال به‌هنگام انقلاب زمستانی خورشید در نقطه‌ای از آسمان واقع می‌شود که بسیار نزدیک به مرکز کهکشان راه شیری است. شاید نویسندگان زیج‌ها و تقویم‌های نجومی از چنین مقارنه‌هایی هیجان‌زده شوند، ولی واقعیت آن است که چنین پدیده‌هایی فقط ظاهری است و برای اهل دانش معنی خاصی ندارد. مثال مشهور دیگر، قمر در عقرب است که ماهی یک‌بار اتفاق می‌افتد و هیچ تاثیر و تغییری در کشش گرانشی، تشعشعات خورشیدی، مدار سیارات یا هر چیز دیگری که حیات روی زمین را تحت شعاع قرار دهد، ندارد.

مایا آخر دنیا را در سال 2012 پیش‌گویی کرد
از آپولیناریو شیلی پیکستون نپرسید که آیا پایان دنیا در 2012 است یا نه. ریش‌سفید سرخ‌پوست مایا که در اکتبر 2009 / مهر 1388 در گواتمالا روی صفحه تلویزیون ظاهر شد، اعلام کرد که از این دامن زدن به این موضوع خسته شده است.

به گفته برخی باستان‌شناسان، تقویم مایا آن‌طور که برخی دیگر اظهار می‌کنند در سال 2012 به پایان نمی‌رسد و قدیمی‌ها هم هرگز این سال را به عنوان پایان دنیا نمی‌شناختند. اما روز 21 دسامبر 2012، روز مهمی برای تمدن مایا است.

آنتونی اونی، باستان-اخترشناس در دانشگاه کلگیت در ایالت نیویورک می‌گوید: «این زمانی است که بزرگ‌ترین دوره در تقویم مایا (یک میلیون و 872هزار روز یا 5125.37 سال) به پایان می‌رسد و دوره جدید آغاز می‌شود. در دوران اوج شکوه امپراتوری مایا، آنها تقویم بدون تکرار «شمارش بلند» را اختراع کردند؛ تقویمی با دوره‌ای بسیار طولانی که از بنیان‌های فرهنگی نشات می‌گیرد و به مسئله خلقت باز‌می‌گردد. دوره کنونی تقویم شمارش بلند در آن‌چه مایا به عنوان آغاز آخرین دوره آفرینش (11 آگوست 3114 پیش از میلاد) می‌داند، در انقلاب زمستانی 2012،به پایان می‌رسد. مایا این تاریخ را که هزاران سال پیش از تمدنش است را به عنوان «روز صفر» یا 13.0.0.0.0. نوشته است و در دسامبر 2012 تقویم گردشی مجددا به روز صفر می‌رسد و بازه طولانی دیگری آغاز می‌شود. این ایده حاکی از آن است که زمان و تمام جهان تجدید می‌شود، چه بسا بعد از سپری شدن دوره‌ای پراسترس. این درست مشابه شرایطی است که ما همیشه در روز اول سال، سال را نو می‌کنیم یا حتی در صبح بعد از تعطیلات آخر هفته».

طوفان‌های خورشیدی زمین را ناآرام می‌کنند

برخی دیگر شایع کرده‌اند که در 2012، خورشید فوران‌های مهلکی از شراره‌هایش تولید می‌کند که حرارتش، زمین را بر سر زمینیان ویران می‌کند.

فعالیت‌های خورشیدی در بازه‌هایی تقریبا 11 ساله تغییر می‌کند. البته طوفان‌های بزرگ خورشیدی می‌تواند با اختلال در عملکرد ماهواره‌ها و سیستم‌های مخابراتی و انتقال برق، بخصوص در عرض‌های جغرافیایی نزدیک به قطب، به جوامع و دیگر سیستم‌های زمینی آسیب برساند، ولی هیچ نشانه‌ای حداقل در کوتاه مدت، دال بر این وجود ندارد که خورشید طوفان‌هایی به پا کند که از شدتش سیاره‌مان بریان شود. از سوی دیگر، اخترشناسان براساس دوره‌های یازده‌ساله فعالیت خورشید پیش‌بینی می‌کنند که اوج فعالیت خورشید یکی دو سال دیرتر از 2012 اتفاق بیفتد.

پس 2012 چه اتفاقی می‌افتد؟

بسیاری از پژوهشگران که شواهد پراکنده مقبره مایا را واکاوی می‌کنند، عقیده دارند که امپراتور به روشنی پیش‌گویی کرده که هر چیز ویژه‌ای در 2012 اتفاق خواهد افتاد.

مایا، نگاره‌ای بر جای گذاشته که حتی اگر زمانی برایش مشخص نکرده باشد، به سناریوی پایان جهان در صفحه پایانی متن تقریبا 1100 صفحه‌ای که به عنوان «دست‌نوشته‌های درسدن» شناخته می‌شود، پرداخته است. مطابق توصیف این نگاره، جهان توسط یک سیل نابود می‌شود. این سناریویی است که بسیاری از فرهنگ‌ها به آن پرداخته‌اند و احتمالا توسط مردمان باستان هم تجربه شده است.

به باور آنتونی اونی، منظور سناریوی دست‌نوشته‌ها فقط خوانده شدن به صورت لفظی نبوده؛ بلکه به عنوان درسی در رابطه با رفتار انسان بوده است. او تقویم بدون تکرار مایا را به تجدید دوره سال نوی خودمان تشبیه می‌کند؛ دوره‌ای از فعالیت‌های پرآشوب و پراسترس به پایان ‌می‌رسد و دوره جدید مثل تولدی دوباره آغاز می‌شود که در آن بسیاری افراد تصمیم به بهبود زندگی خود می‌گیرند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 19:54  توسط کیمیا  | 

حکمران واقعی

سال 1264 قمرى، نخستين برنامه‌ى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانان ايرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مى‌شود !

هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باخته‌اند، امير بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند يا از شهر بيرون مى‌رفتند !

روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هايتان آبله‌کوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مى‌شود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست داده‌اى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز.

چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد...
در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقالى از بيمارى آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاى‌هاى مى‌گريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچه‌ى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست.
امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشک‌هايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم.
ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيده‌اند.

امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ايرانى‌ها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مى‌گريم که چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند...
 امیدوارم خوشتون اومده باشه.... منتظر نظراتونم.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 12:37  توسط کیمیا  | 

بچه بازی!

به به سسسسسسسسسسسسلام دوستای گلم حالتون چطوره خوبین؟ تابستون خوش میگذره؟ با این که نمی ژرسین ولی من هم خوبم!!! راستی قبول هم شدم و امتحان مرحله دوم رو هم دادم. خدا بخیر کنه... واقعا میگم.!

خوب حالا این تابتون البته در حالی که یک سومش گذشته از یه جهت برام جالبه چون برای اولین بار کلاس تابستونی های مدرسه مون قراره تو نیمه دوم شهریور یا شاید یکم زود تر برگذار بشه(بنده از هم اکنون خود را قبول شده می بینم!!!!!!!(مشکلیه ادم اعتماد به نفس داشته باشه؟))

خلاصه از اینا گذشته چونمن کل روز رو کلاس تابستونی نمیرم کلاس تابستونی کلی وقت خالی برای خودم دارم که از بین همه راه های موجود برای گذروندن این وقت اضافه گزینه ی بازی تو کوچه رو انتخاب کردم!!!!!!! البته این انتخاب کمی تا قسمتی اجباریه چون هر وقت کیانا(خواهر کوچکم) میره تا با دوستاش بازی کنه من هم به فرموده مامان جان مجبورم که برم و مواظبش باشم و بنابر این من هم تصمیم گرفتم که علاوه بر مواظب بودن دوچرخه سواری هم بکنم که برای خودم هم جالب باشه!!! زندگیه دیگه!!

برای همین هم ما شدیم رفیق بچه های ۴تا۹ ساله و شاید هم کمتر (البته دوتا هم ۱۲ و ۱۳ ساله داریم ولی خوب من بابچه ها دوست ترم!!!

البت این رو هم بگم از اون جایی که خواهر من خیییییییلی پررو میباشد اون روز که رفته بودم ت کوچه که بهش سر بزنم بهم میگه: کیمیا توروخدا با عرشیا( و شاید هم ارشیا)قهر کن من که گفتم خیلی پسر بدیه خودش بهم گفته که نمی خواد تو تولدم برام کادوی خوشگل بیاره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من:

خلاصه بعد از سخنرانی کوبنده خواهر ما عرشیا(و شاید هم ارشیا) هم قهر کرد و با گریه رفت خونشون و من شنیدم که داشت کریه می کرد و میگفت:من اصلا نمیرم کوچه اصلا دیگه با هیچ کس بازی نمیکنمو...........

ولی خوب حتی یه روز هم طول نکشید که اومد زنگ خونمونو زد و گفت:کیانا میاد تو کوچه بازی کنیم؟

نتیجه گیری اخلاقی:(ببخشید من کلی نتیجه گرفتم که نمی تونم همه شو بنویسم نتیجه گیری پای خودتون!)

پی نوشت۱:ببخشید یادم رفت روز جوان مبارک!(البته به ما ربط نداره ها ما نوجوانیم!) ولی خوب نوجوانان با ادبی هستیم!

پی نوشت ۲:مومیایی ۳رو دیدین؟

همیشه شاد و خوشحال باشید و در ضمن نظر یادتون نره(مرسی! ببخشید فارسی را پاس بداریم:متشکرم!)

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 15:43  توسط کیمیا  | 

من منتظرم...

nightmelody-com-1067.jpg

 

مردم دیگه!پس این نتایجو کی اعلام میکنن؟نکنه ۲۴ تیر می خوان بگن؟!!!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 17:17  توسط کیمیا  | 

I am alive!!!

سلام به همه سما دوست های گلم !

حالم حسابی گرفته شد چون دومین باره که دارم این مطلبو می نویسم و دو تا هم نتیجه گیری خیلی جالب کردم (!) اولیش اینه که هیچ وقت  از هیچ جایی مطلب کپی نکنید چون باعث میشه همه نوشته هاتون بر باد بره و دوم این که خبر های اینتر نت از خبر های سایت خبری M.A.N عمرا بتونید بفهمید مخفف چیه دسته اول تره!

(یعنی پریسا حالتو میگیرم!!! ) یه خبر هایی بهت بگم تا یه ماه هنگ کنی!!!

خلاصه دیگه برزیل هم که باخت!( خیلی خیلی خیلی حال کردم!!!!!!)"این جاست که می گن گهی زین به پشت و گهی پشت به زین!" امیدوارم آرjh-نتین ببره

و مهمتر از همه ادامه پست قبل که چون همون طور که گفتم خیلی زیاده خلاصه اش می کنم:

اقایون دانشمند به این نتیجه رسیدند که باید برن تحقیق کنن که این امواج برای ماهواره های جاسوسی کشور ها یی مانند (روسیه) هست یا نه که متوجه شدن که اصلا در چند وقت گذشته اصلا کسی ماهواره پرتاب نکرده و پس از کلی ضایع شدن بی خیال ماجرا شدن و احتمالا موجودات فضایی هم به این نتیجه رسیدند که ارتباط با این خنگول ها کاری است بسی بی فایده و حوصله سر بر(!) "خودشون فهمیدن که ما خیال حمله و جنگ نداریم یعنی اصلا نمی تونیم پیدل شون کنیم و از همون راهی که اومده بودن برگشتن!

و آخرین حرفم هم اینه که اگه هر کدومتون میدونید نتایج مر حله اول تیز هوشان رو کی اعلام می کنن به من هم بگین (خیلی ممنون)

منتظر نظراتتون هستم...

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم تیر 1389ساعت 23:48  توسط کیمیا  | 

علائمی از فضا!

سلام سلام و بازم سلام به گرمی تابستون!(امروز واقعا از گرمی هوا کلافه شدم)

امروز می خوام زود برم سراغ اصل مطلب...

روز ها و ساعت ها پی در پی،امواج علائم عجیبی از فضای ماوراء زمین دریافت میشد اما داین که چه کسی این علائم را می فرستاد و چرا؟- به منزله اسراری مبهم برای تمام رصد خانه هایی که علائم را ثبت کرده بودند، باقی مانده است.

با ورود ماهواره های شگفت انگیز ساخت بشر به عرصه فضا،گیرنده های رادیویی عظیم برای دریافت علائم فضایی کانون توجه دانشمندان قرار گرفت.

هنگامیکه روسیه و یا ایالات متحده یک قمر مصنوعی را به مدار زمین و یا حتی فرا تر از ان فرستاد، روز های متمادی دانشمندان در صدد ثبت علائم ارسالی بر امدند. سرانجام علائمی در یافت کردند که می توانستند موقعیت -جهت و خصوصیات ان ها را آن گونه که می خواستند تعیین نمایند.

اما در اکتبر سال ۱۹۸۵ واقعه ای رخ داد که در ابتدا شور و شعفی عادی در بین دانشمندان بوجود آوردولی عواقب بعدی ان ان ها را دچار سر در گمی و حیرت کرد. واقعه بدین گونه اغاز شد که دانشمندان مشغول رد یابی جسمی متحرک و ثبت علائم ارسالی ان بودند . ناگهان متوجه شدند که نه قادر به شناسایی منشاء علائم هستند و نه می توانند مفهوم علائم را در ک نمایند!

گیرنده فضایی در پایگاه موشگی "کیپ کارناوال"  واقع در ایالت فلوریدا با استفاده از یک ماهواره روسی شروع به دریافت علائم قوی رادیویی کردند. هر روز بیش از سه ساعت این علائم به سوی زمین ارسال می شد . در این مدت طولانی پایگاه کارناوال مجبور بود که علائم در یافتی را در داخل و خارج از پایگاه ارسال دارد. اولین بار این علائم در عرض یک ساعت در پایگاه کارناوال در یافت شد و بعد از ان نیز سایر ایستگاه ها این علائم را ثبت کردند. دست کم دو رادیو تلکسوپ بسیار قوی در آمریکا مکان و موقعیت دقیق شیء را که این علائم عجیب از آن ساتع می شد را بر روی نمودار نشان دادندو.....

ببخشید اگه داشتید می خوندید و رشته افکارتون پاره شد چون این مطلب خیلی زیاده و نوشتنش از محدوده صبر من خارجه بقیه اش رو انشاالله تو اپ بعدی می نویسم!

 

 

  البته عکس ربطی به مطلب نداره ها! همینجوری برای زیبایی گذاشتمش چون همون طور که میبینید عکسه خودش تاریخ و زمان داره! 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 19:0  توسط کیمیا  | 

خدایا...

 

خدایا:

به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ،

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است،حسرت نخورم.

و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم.

بگذار تا آن را خود انتخاب کنم.

اما آن چنان که تو دوست داری،

چگونه زیستن را تو به من بیاموز،

چگونه مردن را خود خواهم آموخت....

 

منتظر نظراتتون هستم...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 12:7  توسط کیمیا  |